تبليغاتX
شهرستانی

سه شنبه شب در باشگاه شرکت نفت قرار داد نفتی بین ایران و چین منعقد شد...

اکتشاف نفت در گرمسار...

سفیر چین هم گفت...

در هایتان را باز کنید که ما بیاییم...

اگر قوی باشید مورد ظلم واقع نمی شوید...

و مهندس نوروزی رییس پالایش هم گفت...

ما در این ۲۸ سال قوی بودیم و مورد ظلم واقع نشدیم...

شام خوردیم و ۱۱ شب برگشتیم...

راستی آهنگ باران عشق "ناصر چشم آذر" در محوطه دیوانه کننده بود...

یاد شبهای بارانی شیراز ؛ بعد كلاس نقاشي ؛ با يه واكمن غراضه و آهنگ باران عشق... بخير...

يا علي.

+ نوشته شده توسط AMIR در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 0:50 |

دیدار " غلامعلی حداد عادل" با آیت الله حکیم.

افتتاح نمایشگاه صنایع دستی در مجلس شورای اسلامی...

یا علی.

+ نوشته شده توسط AMIR در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 14:39 |
مقام معظم رهبری

اولین تجربه عکاسی از مقام معظم رهبری...

دیدار کارگردانان سینمای ایران با مقام معظم رهبری...

یا علی

+ نوشته شده توسط AMIR در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 14:25 |

راستی چقدر دلم برای اردیبهشت تنگ شده...

اردیبهشت هشتادویک...

اطاق یازده...

طبقه اول...

پلاک ۲۹۵...

همین...

یا علی.

 

+ نوشته شده توسط AMIR در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 20:19 |
محکومان زندان اوین...

سلام...

بازدیدی بود از زندان اوین...

همه خبر گزاری ها حضور داشتند...

هم داخلی و هم خارجی...

وقتی وارد اوین شدم احساس خفگی می کردم...

بعد از کلی معطلی بالاخره بازدید شروع شد...

اول بیمارستان... رستوران... سلول نسوان...

اما اجازه عکاسی ندادند...

بعد کلی اعتراض ، البته خواهش فقط ۵ دقیقه اجازه عکاسی پیدا کردیم...

البته بدون نشون دادن صورت اشخاص...

همه جور آدمی بود...

معتاد...

دزد...

قاتل...

رابطه نامشروع...

و محکومان چک...

دو دستی کارت تردد اونجارو چسبیده بودم...

آخه اجازه خروج از زندان فقط کارت تردد بود...

راستی...

چه نفسی کشیدم وقتی سرباز دم در خروج گفت...

خدا حافظ...

امیدوارم گذر هیچ کسی اونجا نیفته...

آمین...

یا علی

+ نوشته شده توسط AMIR در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 12:50 |
طبق معمول چند ماهه اخیر و به لطف یکی از دوستان  هر روز صبح چشممان به  روزنامه وزین شرق روشن می شود...

معمولا و بر خلاف سابق فقط صفحه حوادث تا حدودی می تواند نظرم را جلب کند...

هر روز خبر از قتل و دزدی و کلاهبرداری...

به قتل رسیدن یک نفر در هر سه ساعت و نیم...

اما موضویی که مدتی است ذهنمو مشغول کرده...

مساله کشته شدن دختر به دست یک عاشق شکست خورده است...

یا شکایت خانومی از چند پسر به جرم دزدیده شدن و تجاوز...

برسی و نیز تهیه اماری از این حوادث نتایج جالبی را برای من در بر داشته...

اکثر آقایان صحبت از خیانت می کنن. ..

که البته این در مورد قتل صادق است...

و  در مورد تجاوز، خانومها ...

اکثرا خبر از دزدیده شدن...

به زور بردن...

و تجاوز به زور می دهند...

که در نهایت هم شخص خاطی به اعدام محکوم...

و خانوم آزادانه به زندگی ادامه می دهد...

البته به شخصه منکر برخی جسارتها از سوی آقایان نیستم...

و در برخی موارد شرمنده از مرد بودنم...

اما نکته مورد توجه اینک ...

هیچ وقت یا بهتر بگویم بنده در هیچ روزنامه ای...

ندیده و نخوانده ام که...

خوانومی به جرم رضایت به برقراری ارتباط ...

به جرم خیانت و برقراری ارتباط با دیگری در عین شوهد داشتن به پای هیچ میز محاکمه ای فرا خوانده نشده است...

و یا شوهر یا دوست خانوم به علت اینکه همچین شخصی را از بین برده تبره نمیشود...

البته من موافق قتل و یا اسید پاشی نیستم...

اما واقعا جای سوال برایم هست...

که چرا همیشه مرد محاکمه می شود...

و تکلیف زنی که با رضایت خود با شخص همراه می شود ...

اما بعدا مثلا به دلایلی گیر می افتد...

چهره حق به جانب به خود می گیرد و مرد را متهم به آزار و اذیت میکند ، چیست...

راستی تکلیف فردی که با هزار امید دل به کسی میبندد...

و همچنین از طرف مقابل نیز جواب مثبت می شنود...

وقتی می فهمد که به او خیانت شده چیست...

این مطلب را وقتی خواستم بنویسم که قاتلی را دیدم که ...

دختر مورد علاقش به او خیانت کرده بود...

در ضمن...

نوشته های خودم را عاری از عیب نمی دانم...

خوشحال میشوم با نظر های خود در کامل شدن این نوشته کمکم کنید...

و در آخر در این شرایط باید به خدا و علی توکل کرد...

منتظر حضور سبزتان هستم...

یا علی.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط AMIR در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 15:58 |